ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
489
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
سپاه موصل نزديك سپاه مصر بود . فرماندهء ايشان علاء الدين خرمشاه [ ( 1 ) ] بن عز الدين مسعود صاحب موصل بود . آذوقهء اينان تمام شده بود و علاء الدين فرمان داده بود كه در همان حال به پايدارى خويش ادامه دهند . اينان نيز حمله كردند و دستبردى جانانه زدند . در اين حال به صلاح الدين خبر رسيد كه پادشاه آلمان مرده است و سپاه او پراكنده شده . مسلمانان شادمان شدند و پنداشتند كه اگر فرنگان از اين واقعه آگاه شوند ، در كار خود سست خواهند شد . پس از دو روز از دريا براى فرنگان مدد رسيد . يكى از كنتها كه او را كنت هانرى [ ( 2 ) ] مىگفتند بيامد . او پسر برادر پدرى پادشاه فرانسه [ ( 3 ) ] بود و پسر برادر مادرى پادشاه انگلستان [ ( 4 ) ] او اموال بسيار ميان فرنگان تقسيم كرد و لشكرها بسيج كرد و وعده داد كه از پى مددها خواهد رسيد . با اين اميد به نبرد با مسلمانان بيرون آمدند . صلاح الدين در بيست و هفتم ماه جمادى الاول از آنجا كه بود به خروبه [ ( 5 ) ] رفت تا مجال كر و فر بيشتر باشد . از ديگر سو هواى آنجا از بوى اجساد كشتگان متعفن شده بود . كنت هانرى براى كوبيدن عكا منجنيقها و دبابهها نصب كرد . مردم عكا حمله كردند و همه را گرفتند و جمعى از فرنگان نيز در آن حوالى كشته شدند . سردار مسيحى ديگر نتوانست در آنجا منجنيق برپا كند يا منجنيق را از چشم مردم شهر پوشيده دارد . پس تپهء عظيمى از خاك بالا آورد و منجنيقها را پشت آنها قرار داد اين عمل سبب شد كه زندگى بر مردم عكا تنگ شود و آذوقه در شهر ناياب گردد . صلاح الدين جمعى را به اسكندريه فرستاد تا از آنجا با كشتى آذوقه به عكا بياورند . نيز به بيروت كسانى را روانه نمود . اينان با كشتيهاى پر از آذوقه برسيدند و تا مسيحيان را بفريبند بر سر كشتيها صليب نصب كردند . كشتيها سالم به بندرگاه رسيدند . از آن پس كشتيهاى آذوقه از اسكندريه پىدرپى برسيد . ملكهاى از فرنگ با هزار مرد جنگجو به يارى همكيشان خويش مىآمد . در حوالى اسكندريه راه بر او گرفتند و همهء جنگجويانش را اسير كردند . پاپ پيشواى كيش نصرانيت از كليساى رم به جنگجويان پيام داد و آنان را به صبر و پايدارى دعوت كرد و مژده داد كه براى ايشان مدد خواهد رسيد . همچنين نزد پادشاهان فرنگ رسول فرستاد و آنان را به يارى جنگجويان عكا فراخواند . اين اعمال سبب افزون شدن نيروى مقاومت ايشان گرديد . همهء اين امور سبب شد كه فرنگان در يازدهم شوال سال 586 از خندقهاى خود بيرون آيند و بر سپاه مسلمانان تازند . چون صلاح الدين چنان ديد ، بار و بنهء مسلمانان را به
--> [ ( 1 ) ] متن : خوارزمشاه . [ ( 2 ) ] كندهرى . [ ( 3 ) ] متن : افرنسيس . [ ( 4 ) ] متن : انگلتار . [ ( 5 ) ] متن : حزونه .